لغت نامه دهخدا
پشتک زن. [ پ ُت َ زَ ] ( نف مرکب ) آنکه با پشتک بر آب پرد. آنکه باپشتک بجهد. رفتار با پشتک. || چهارپائی که بسبب مرض پشتک رفتار معیوب دارد و پای زند: اتان رُموح برجلها؛ ای نفوح. اتان ضحور؛ خرماده پشتکزن.
پشتک زن. [ پ ُت َ زَ ] ( نف مرکب ) آنکه با پشتک بر آب پرد. آنکه باپشتک بجهد. رفتار با پشتک. || چهارپائی که بسبب مرض پشتک رفتار معیوب دارد و پای زند: اتان رُموح برجلها؛ ای نفوح. اتان ضحور؛ خرماده پشتکزن.
( صفت ) ۱- پشتک زننده. ۲- چهار پایی که بسبب مرض پشتک رفتار معیوب دارد و پای زند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تپه پشتک نظر در شهرستان شوشتر، روستای مهدیآباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۵ آذر ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۲۶۹ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 سردر کاروانسرا - که یکی از کهنترین دروازههای آسیای میانه است - به صورت یک پشتک با طاقبند وسط طاقچه که دری مستطیل شکل در آن قرار دارد، است. طاق با یک قاب П شکل به پایان میرسد که از تراکونای حکاکیشده به شکل هشت ستاره نهایی متصل به یکدیگر، با نوارهای در هم تنیده محدود شدهاست. این حلقه با کتیبههای عربی تزئین شدهاست. بر روی سقف دروازه، در زیر لایههای گچ مرمتی، بقایای گچکاریهای باستانی شخصیتهای رویشی ردیابی شدهاست.