لغت نامه دهخدا
پشت زدن. [ پ ُ زَ دَ ] ( مص مرکب ) یا پشت پا زدن؛ رد کردن چیزی. ( غیاث اللغات از چهارشربت و سراج و مصطلحات ).
پشت زدن. [ پ ُ زَ دَ ] ( مص مرکب ) یا پشت پا زدن؛ رد کردن چیزی. ( غیاث اللغات از چهارشربت و سراج و مصطلحات ).
( مصدر ) ۱- تیپا زدن لگد زدن: ببخت تو پشت پا زد. ۲- پا پشت پای کسی گذاشتن تا بر زمین افتد. ۳- ترک کردن رها کردن دست کشیدن صرفنظر کردن. ۴- بیقدر و اعتبار کردن. ۵- منهزم شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 می شود همچشم ابرو عاقبت پشت لبت سبزه خط خیمه بیرون از عدم خواهد زدن
💡 اینکه گفتهاند عبدالکریمی به خاطر زدن حرفهای خارج از حیطه درس در کلاس، از دانشگاه اخراج شد، دروغ محض است. امروز نیروهایی در پشت پشتوانههای انقلاب جمع شدهاند که به راحتی دروغ میگویند و این خیلی زشت است.
💡 نطفه از پشت پدر، صورت نبندد بی سفر قطره ها باید زدن، خواهی اگر آدم شوی!