لغت نامه دهخدا
پست دادن. [ پ ُ دَ ] ( مص مرکب ) کشیک دادن بنوبت.
پست دادن. [ پ ُ دَ ] ( مص مرکب ) کشیک دادن بنوبت.
( ~. دَ ) [ فر - فا. ] (مص ل. ) کشیک دادن به نوبت.
( مصدر ) کشیک دادن بنوبت.
کشیک دادن به نوبت.
💡 در این آلبوم جوداس پریست سبک موسیقی خود را تغییر میدهد و تقریباً سبکی مابین پست ترش متال و دث متال را در این آلبوم عرضه میکند. در سراسر این آلبوم به نقش جاگولیتور در پایان دادن به جهان پرداخته شده و خود جاگولیتور نیز به نظر میرسد کنایهای باشد از پلیدیهایی که در این جهان اتفاق میافتد.
💡 بر اساس تحلیل جروزالم پست، این حمله که از نظر راهبردی نزدیک به یک سایت هستهای است، برای ارسال پیامی عمدی طراحی شده است: اینکه اسرائیل توانایی هدف قرار دادن سایتهای مهمتر را دارد اما در این زمان خویشتنداری را برگزیده است. این رویکرد، آمادگی اسرائیل برای دفاع از منافع خود را نشان داد و در عین حال به ایران پیغامهایی در رابطه با پتانسیل اقدام شدیدتر ارسال میکرد.
💡 علاوه بر کشتار، زنان در فیلیپین همچنان مورد تبعیض قرار گرفتند. نمونه ای از چنین تبعیضی در مدارس دولتی مشهود بود زیرا معلمان به ایده برابری جنسیتی اهمیت نمیدادند و حمایت نمیکردند. حتی با وجود اینکه زنان مجاز به رای دادن بودند، جامعه همچنان کاندیداهای مرد را ترجیح میداد و به زنان اجازه نمیداد برای پستهای دولتی نامزد شوند.