لغت نامه دهخدا
پس دوزی. [ پ َ ] ( حامص مرکب ) دوخت پشت لباس و امثال آن با دست و آن نوعی دوختن باشد در اصطلاح خیاطان.
پس دوزی. [ پ َ ] ( حامص مرکب ) دوخت پشت لباس و امثال آن با دست و آن نوعی دوختن باشد در اصطلاح خیاطان.
(پَ ) (حامص. ) دوختن لبه لباس با دست.
۱. دوختن پشت پارچه یا لباس با دست.
۲. دوختن آستر لباس به رویۀ آن با دست.
۳. کوک زدن.
دوختن پشت لباس با دست بنوعی مخصوص.
دوختن لبه لباس با دست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ولی چو جمله دهانم، کدام را دوزی؟ نیم چو سوزن کو را بود یکی سوفار
💡 شهرستان ایرانشهر واقع در بلوچستان در سال ۱۳۹۷ به عنوان شهر ملی سوزن دوزی ثبت شد.
💡 به وفایت که اگر دیده به تیرم دوزی ناجوانمردم اگر جز تو به جایی نگرم
💡 چو خیاط سیهدوزی و سوزنهای تو سوزان کجا دوزی یکی جامه بیندازی دو صد سوزن
💡 بروی و موی جانان کی توانی دیده کردن باز تو که چشم طمع از جان نمی بندی نمی دوزی
💡 و درهمان زمان هنر سوزن دوزی بلوچی مهر اصالت از سازمان یونسکو را دریافت کرد.