پریشان گفتار

لغت نامه دهخدا

پریشان گفتار. [ پ َ گ ُ ] ( ص مرکب ) پریشان گوی. یاوه گوی. یاوه سرا. یافه سرا. بیهوده گوی. باطل گوی. پراکنده گوی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) پریشان گوی یاوه گوی بیهوده گوی پراگنده گوی.

جمله سازی با پریشان گفتار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با نهایت احترام به عرض عالی می‌رساند چنانکه خاطر مبارک مستحضر است، شوهر مرحومم عراقی نماینده مجلس شورای ملی به تهمتی گرفتار محبوس گشت و پس از چندی بدرود زندگی گفت. چون پس از چهارده ماهی زندان و شکنجه معلوم شد که گناهی نداشته و دامنش از هر آلودگی پاک است، قاعد­تاً و قانوناً می‌بایستی از حقوق آن مدت که بی جهت گرفتار و محبوس بوده استفاده نماید. کنون که زبان گفتار بی­چارگان باز گشته، این بنده از آن مقام محترم عاجزانه استدعا دارم در این قسمت عطف توجهی فرموده، امر و مقرر فرمایید حقوق او را به عائله­اش که در نهایت پریشانی به سر می‌برند مسترد داشته، عده­ای بیچاره را شاد و متشکر فرمایید.

💡 شانه را دست شد از بی ادبی خشک اینجا منه انگشت به گفتار پریشان سخنان

هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز