پر کنج

لغت نامه دهخدا

پرکنج. [ پ ُ ک َ / ک ُ] ( اِ ) حلوائی با گوز و بادام. ( شعوری ج 1 ص 265 ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) حلوایی با جوز و بادام.

جمله سازی با پر کنج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کردند همچو سرو نفس راست بلبلان تا از چمن به کنج قفس رو گذاشتیم

💡 درآ در مجلس رندان ببین این ذوق مستانه رهاکن گوشهٔ خلوت بیا در کنج میخانه

💡 از سایه خودیم رمان ما رمیدگان کز کنج خانه گنج به ویرانه برده‌ایم

💡 بغیر از کنج تنهایی، دگر یاری نمیباشد بغیر از دامن پر اشک، گلزاری نمی باشد

💡 سه کنج (فسا)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان فسا در استان فارس ایران است.

💡 ز کنج بیضه تا رفتم پرم در دام افتادم به عمرم گر پر افشاندم همان در وقت بسمل بود

مهر یعنی چه؟
مهر یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
اسکل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز