پر پهلو

لغت نامه دهخدا

پرپهلو. [ پ ُپ َ ] ( ص مرکب ) آنکه از قِبل ِ او توانگر توان شدن.

فرهنگ فارسی

آنکه از قبل او توانگر توان شد

جمله سازی با پر پهلو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مدعی در مجلسم جا می‌دهد پهلوی تو تا شود آگاه اگر ناگاه بینم روی تو

💡 در سال ۱۹۹۶، دادگاه حکم کرد که انصاری باید ۷٫۳ میلیون دلار به خانواده پهلوی پس بدهد و او را ۲ میلیون دلار دیگر هم جریمه کرد..

💡 چو آمد سوی پهلوان نره شیر همی خواست آرد چو آن را به زیر

💡 الم از خود رسد محنت پرستان را که همچون گل مرا پهلوی هر چاکی بروید در جگر ناخن

💡 به داد حق قناعت کن که با اکسیر خرسندی به خاکستر اگر پهلو نهی سنجاب می‌گردد