پر فکری
مترادفها
اندیشیدن، تفکر، تدبیر، تامل
متضادها
بیفکری، بیخیالی
لغت نامه دهخدا
پرفکری. [ پ ُ ف ِ ] ( حامص مرکب ) پراندیشگی.
فرهنگ فارسی
پر اندیشگی.
جمله سازی با پر فکری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به طرز انتقال داستان میگویند؛ مثلاً دیدن فرایند فکری یک شخصیت، خواندن نامه، نوشتن برای کسی، بازگو کردن تجربیات شخصیت و….
💡 روانشناسی انتقادی همانطور که از نامش پیداست نظریهها و تحقیقات مبتنی بر سنتهای فکری علم روانشناسی را برای تحلیل ذهنیت فرد کافی نمیداند و تأثیر زندگی روزمره فرد، رابطه او با جهانی که او در آن زندگی میکند، پیش زمینههای فرهنگی، اجتماعی و تاریخی را بر روی روان و رفتار انسان مورد توجه و تأکید قرار میدهد.
💡 فکری سالها در کیهان ورزشی قلم زد و در مجموع به «مربیمحوری» اعتقاد داشت.
💡 فکری ز طعن اهل جهان نیست در دلم زان رو که محتسب نکند فکر از عسس
💡 و مو به معنی هنر رزمی است؛ بنابراین سین مو هاپکیدو یعنی «راه و روش استفاده از هنرهای رزمی برای دستیابی به حضور ذهن و همچنین فکری روشنتر در زندگی».