پر شهوت

مترادف‌ها

شهوانی، هوس‌باز

متضادها

عفیف، پاکدامن، بی‌شهوت

لغت نامه دهخدا

پرشهوت. [ پ ُ ش َ وَ ] ( ص مرکب ) که شهوت بسیار دارد. پرشبق. مقابل کم شهوت.

فرهنگ فارسی

( صفت ) که شهوت بسیار دارد پر شبق مقابل کم شهوت.

جمله سازی با پر شهوت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آه و افسوس بر آل محمد چه مصيبتى كه از جانب خليفه انتصابى عياش ‍ شهوت پرست بهدر دانه هاى آل محمد عليهم السلام رو مى آورد، فرزند من و فرزندانش را مى كشد.(351)

💡 و گفت: هر آن کس که هوای شهوت بر وی غالب است، باید که زن کند تا در فتنه نیفتد و اگر دیوار و زن پیش من یکسان نبودی زن کردمی.

💡 مگر ممكن است كه بدون كندن نعلين شهوت و غضب از پاى نفس و بدون ترك هوى و يكبارهدل به حضرت مولا بستن به طور قرب رسيد؟...(338).

💡 ((هر كس كه جوانى را از روى شهوت ببوسد، خداوندمتعال عمل چهل سال او را حبط مى كند)).

💡 ز دام شهوت و ز بند حرص بیرون آی که شخص و روی تو این هر دو کرد لاغر و زرد

💡 در تحلیل‌های روان‌شناسی، برخی رفتارهای تکانه‌ای ممکن است ریشه در روحیات پر شهوت و عدم توانایی فرد در کنترل تکانه‌های غریزی و جنسی داشته باشد.

💡 نویسندگان بزرگ در خلق شخصیت‌های پیچیده، اغلب از ویژگی‌های انسانی مانند روحیات پر شهوت برای نشان دادن کشمکش‌های اخلاقی و درونی قهرمان داستان خود استفاده می‌کنند.

💡 آن داستان تاریخی، به تصویر کشیدن زندگی پادشاهی می‌پردازد که با وجود قدرت مطلق، درگیر کشمکش‌های مداوم با میل و روحیات پر شهوت خود بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران