ولی لو

لغت نامه دهخدا

ولی لو. [ وَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بدوستان بخش هریس شهرستان اهر واقع در 2500 گزی شوسه تبریز به اهر، دارای 605 تن سکنه. رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 شود.

فرهنگ فارسی

ده دهستان بدوستان بخش هریس شهرستان اهر. در ۲۱ کیلومتری شمال باختری هریس. کوهستانی معتدل ۶٠۵ تن سکنه دارد. محصولش غلات و حبوبات است.

جمله سازی با ولی لو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ولی با اینهمه جاه و جلال و قوّت و قدرت اسیر کوفیان گردید و توام با دو صد غم شد

💡 به غیر از من که دارم بد گناهی عذر از آن بدتر ولی یک شمه می‌گویم از آن دیگر تو می‌دانی

💡 گرچه ناید بنده ای چون من به کار کس ولی گرتو هم خواهی که بفروشی خریداریم هست

💡 این بخش شامل نشان‌ها و جایزه‌های رسمی امیر میقانی است که بر روی لباس همسان او نصب می‌شود ولی جایزه‌های غیرنظامی و غیررسمی را دربر نخواهد گرفت.

💡 او به پادشاه ایرانی ملکشاه وفادار بود ولی به خاطر اطاعت نکردن از دستورات او کشته شد.

💡 پرتغالی‌ها جزیره سنت هلن را بی سکونت یافتند. پرتغالی‌ها چارپایان اهلی، درختان میوه و سبزیجات را تسخیر کردند ولی سکونت دائمی نداشتند. فرانسیس دریک، احتمالاً این جزیره سنت هلن را آخرین مقصد گردش جهانی خود قرار داده.