فرهنگستان زبان و ادب
{absorption filter} [فیزیک] پالایه ای که گسترۀ بسامد خاصی را جذب می کند و بسامدهای دیگر را عبور می دهد متـ. صافی جذب
{absorption filter} [فیزیک] پالایه ای که گسترۀ بسامد خاصی را جذب می کند و بسامدهای دیگر را عبور می دهد متـ. صافی جذب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرغ پس در خود فرو رفت آن زمان توسنش سر بستد از جذب عنان
💡 از آب تف هیبت تو برکشد دخان وز سنگ جذب همت تو برکشد بخار
💡 آتش دیگر بدل دارم ز جذب عشق دوست کز شراری مغز عرفانم پر از سوداستی
💡 چنان جذب محبت یکجهت ساخت که خود را عاشق از معشوق نشناخت
💡 چنان پرستش روی تو جذب دلها کرد که عشق برهمنان بر صنم نمیافتد