لغت نامه دهخدا
وسوسه انداز. [ وَس ْ وَ س َ / س ِ اَ ] ( نف مرکب ) وسوسه اندازنده. آنکه سبب اندیشه های بد و فاسد میگردد و ترغیب بر کارهای بد می کند. ( ناظم الاطباء ). آنکه تولید وسوسه کند. آنکه کسان را بر کارهای بد ترغیب کند. ( فرهنگ فارسی معین ).
وسوسه انداز. [ وَس ْ وَ س َ / س ِ اَ ] ( نف مرکب ) وسوسه اندازنده. آنکه سبب اندیشه های بد و فاسد میگردد و ترغیب بر کارهای بد می کند. ( ناظم الاطباء ). آنکه تولید وسوسه کند. آنکه کسان را بر کارهای بد ترغیب کند. ( فرهنگ فارسی معین ).
(صفت ) آنکه تولید وسوسه کند آنکه کسان را بر کارهای بد ترغیب کند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خیز آن تل سیمین به یکی موی درآویز صد وسوسه بر خاطر صاحبظر انداز