وزوز کردن

لغت نامه دهخدا

وزوز کردن. [ وِزْ وِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول، آواز کردن زنبور، مگس و غیره. مانند پشه و مگس و زنبور سر و صدا کردن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). || حرف زدن بیجا و بی ربط و پیاپی: این قدر وزوز نکن ! ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ معین

(وِ وِ. کَ دَ ) (مص ل. ) (عا. ) ۱ - آواز کردن زنبور، مگس و غیره. ۲ - حرف زدن بی جا و بی ربط و پیاپی.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - آواز کردن زنبور مگس و غیره. ۲ - حرف زدن بیجا و بی ربط و پیاپی: این قدر وزوزنکن.

ویکی واژه

(عا.)
آواز کردن زنبور، مگس و غیره.
حرف زدن بی جا و بی ربط و پیاپی.

جمله سازی با وزوز کردن

💡 muffliato: ایجاد کردن صدای وزوز نزدیک گوش افراد (در واقع برای به گوش نرسیدن صدای خود استفاده می‌شود)