لغت نامه دهخدا
وافور کشیدن. [ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) تریاک کشیدن.
وافور کشیدن. [ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) تریاک کشیدن.
(مصدر بوسیل. وافور تریاک وجفتی کشیدن.
تریاک کشیدن
💡 «همواره به دسایساش، بین اهالی شهر کدورت و خصومت میانداخت … عقل متحیر است که کسی که نسب عالی نداشته، بیسواد بوده، اهل سواد اعظم هم نبوده و تریاکی، به نحوی که آنی از کشیدن وافور فتوری نجسته، با این ذکاوت و زیرکی و جلادت و تزویر و چابکی و چالاکی و با استعداد باشد!»