هوش ربا ی

لغت نامه دهخدا

هوش ربای. [ رُ ] ( نف مرکب ) آن که هوش از سر ببرد. بیهوش کننده:
گشته صریر کلک تو فتنه نشان مملکت
بوده خروش کوس تو هوش ربای معرکه.سلمان ساوجی.

فرهنگ فارسی

( هوش ربا ی ) ۱-( صفت ) آنکه یا آنچه بسبب زیبای هوش و عقل از سر انسان ببرد: پرادا هوش ربا چشم فریبند. تست عسس دزدنما نرگس گیرند. تست. ( گل کشتی ) ۲- بیهوش کننده بی حس کنند.

جمله سازی با هوش ربا ی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای درین کارگه هوش ربای روز و شب چشم نه و گوش گشای

💡 در ساغر باده عکس رویی ست زان هوش ربای مردمان است

💡 از خط عنبرفروش مردفکن خواندمت وز لب پیمانه‌نوش هوش ربا دیدمت

💡 گشته صریر کلک تو فتنه نشان مملکت بوده خروش کوس تو هوش ربای معرکه

💡 با همه لاف زیرکی، بی خبرم ز خویشتن تا شده چشم مست تو هوش ربای عاشقان

💡 آمد آن هوش ربای دل کار افتاده زلف آشفته بپایش چو نگار افتاده

حشره خوار یعنی چه؟
حشره خوار یعنی چه؟
مکانیسین یعنی چه؟
مکانیسین یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز