لغت نامه دهخدا
همایون کش. [ هَُ ک ُ ] ( اِخ ) دهی است از بخش کنگاور شهرستان کرمانشاهان که 50 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
همایون کش. [ هَُ ک ُ ] ( اِخ ) دهی است از بخش کنگاور شهرستان کرمانشاهان که 50 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بخاکپای همایون شاه رفت اشارت بدیده کحل بصیرت زهر کجا طلبیدم
💡 بیفکن استخوان پیش هما وز وی مجو همت بیا و قرعه همت بر این روی همایون زن
💡 همه به نظم درست و همه به خاطرپاک همه همایون فال و همه نکو منظر
💡 شکارت خوش برآید چون که از منزل برون آیی نگاهت جانب مرغ همایون فال من افتد
💡 در این منازل گردون در این طواف همایون گر از قضا مه ما را به اتفاق بیابی
💡 ببالید و گفت آن همایون درخت: چو من کیست امروز آزاده بخت؟!