هم ریتمی

مترادف‌ها

هم‌آهنگی، هم‌ریتم

متضادها

ناموزون، بی‌ریتم

فرهنگستان زبان و ادب

{homorhythm} [موسیقی] هم زمانی ریتم های همسان یا بسیار مشابه در بخش های (parts ) مختلف صدایی در یک قطعۀ موسیقی

جمله سازی با هم ریتمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ترانه‌های آلبوم «خط سوم» حال و هوای متفاوتی دارند، بعضی‌ها پرشور و تند هستند و بعضی‌ها آرام؛ در عین حال قطعات آلبوم به‌هم پیوسته هستند. به گفته اصلانی، «کلام در درجهٔ اول اهمیت قرار داشته و بعد، موسیقی مثل قابی آن را دربرگرفته است.» ترانهٔ «پرستوها» را در لباس جدید با ریتمی تند دوباره اجرا شده‌است.

💡 اگرچه این پیکربندی گادفلش ایده‌هایی را برای یک آلبوم استودیویی دیگر به وجود آورد (یعنی استفاده از ریتمی از آلبوم گروه پابلیک انمی «آنها را ببند»)، برودریک «همیشه آگاه بود که آلبوم جدیدی هرگز اتفاق نخواهد افتاد».

💡 این سریال همزمان با نسخه سینمایی آن (محصول ۱۹۹۹) ساخته شد. تفاوت بین این دو نسخه تقریباً نامحسوس است. با توجه به ویژگی ساختاری سریال‌های تلویزیونی، روایت آن به روشی کمی متفاوت (در چهار قسمت مجزا) تدوین شد که ریتمی متفاوت به داستان فیلم داد.

💡 موسیقی سنتی ایران دارای ساختارهای ریتمی بسیار پیچیده و متنوعی است که نوازندگان باید با تمرین مداوم، تسلط کامل بر آن‌ها پیدا کنند.

💡 در ورزش‌های هوازی، استفاده از آهنگ‌هایی با قالب ریتمی مشخص می‌تواند به ورزشکاران کمک کند تا سرعت و شدت فعالیت خود را به خوبی حفظ کنند.

💡 حرکت موج‌های دریا در اقیانوس‌ها دارای یک الگوی ریتمی آرام و منظم است که می‌تواند تأثیر عمیقی بر آرامش ذهن انسان داشته باشد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران