لغت نامه دهخدا
هم جنب. [ هََ جَمْب ْ ] ( ص مرکب ) هم پهلو. ( آنندراج ).
هم جنب. [ هََ جَمْب ْ ] ( ص مرکب ) هم پهلو. ( آنندراج ).
هم پهلو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ای که چون غنچه به شیرازه خود می نازی باش تا سلسله جنبان خزان برخیزد
💡 گر به پند از فسق باز آیی چو خسرو، ای حکیم در جنب سر شستنت باید، چه دریا و چه خور!
💡 دل یک سلسله دیوانه نجنبد از جای حلقهٔ موی تو گر سلسله جنبان نشود
💡 کی گرفتار به زلف و خم کاکل می شد چه کند کس به میان سلسله جنبان عشق است
💡 همچنين سكنه حبشه و نوبه و بربر از حد متجاوزند، همه نصرانيند و بر ملّت عيسوى ومسلمان در جنب كثرت ايشان، چون اهل بهشت نسبت به دوزخيان.)
💡 ایستگاه متروی بسیج، یکی از ایستگاههای خط ۷ مترو تهران است. این ایستگاه در انتهای بزرگراه محلاتی، جنب بزرگراه بسیج قرار دارد.