هم بالایی

لغت نامه دهخدا

هم بالایی. [ هََ ] ( حامص مرکب ) هم قدی. یک اندازه بودن:
سرو با قامت زیبای تو در مجلس باغ
نتواند که کند دعوی هم بالایی.سعدی.

فرهنگ فارسی

۱- هم قدی. ۲- برابری تساوی.

جمله سازی با هم بالایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أَ تَبْنُونَ بِکُلِّ رِیعٍ می‌سازید و برمی‌آرید بر هر بالایی، آیة کبوتر خانه‌ای؟ تَعْبَثُونَ (۱۲۸): بازی میکنید و کبوترداری.

💡 سرخرگ تهیگاهی چرخشی عمیق به سمت خار تهیگاهی بالایی پیشین حرکت می‌کند، جایی که با شاخه بالارونده سرخرگ چرخشی رانی کناری بازمی‌پیوندد.

💡 چهار سازند ایلام، گورپی، تاربور و امیران، نشانگر بخشی از سنگ‌های کرتاسه بالایی زاگرس هستند.

💡 دریغا جان ندادستم، چو آن پر برگشادستم که تا این دم فتادستم، ازان اقبال و بالایی

💡 «فَیَذَرُها قاعاً صَفْصَفاً» (۱۰۶) آن را گذارد هامونی راغ‌ «لا تَری‌ فِیها عِوَجاً» نه در آن کژی بینی «وَ لا أَمْتاً» (۱۰۷) و نه بالایی.

💡 این پارک به دلیل کوهستانی بودن، تنوع اقلیمی و توپوگرافی از توان گونه زایی بالایی برخوردار است.

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
هیت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز