لغت نامه دهخدا
هادووادو. [ دَ دَ / دُ دُ ] ( اِمص مرکب ) دوندگی و با فعل کردن صرف شود: در این چند روزه برای خریدن این خانه خیلی هادووادو کردید، خستگی شما از آن است. ( یادداشت مؤلف ).
هادووادو. [ دَ دَ / دُ دُ ] ( اِمص مرکب ) دوندگی و با فعل کردن صرف شود: در این چند روزه برای خریدن این خانه خیلی هادووادو کردید، خستگی شما از آن است. ( یادداشت مؤلف ).
دوندگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در فرآيند بى رويه افزايش جمعيت، مساله مسكن به يكى ازمسائل پيچيده بسيارى از جوامع تبديل شده است، افزايش هزينه مسكن از يك سو و فزونىجمعيت از سوى ديگر، به اين مشكل دامن مى زند و دشوارى تهيه سرپناه را براى بسيارىاز خانواده ها دو چندان مى سازد.
💡 مساءله 9 - اگر از ميت جد مادرى و يا جد جده مادرى با جد و يا جد وجده پدرى باقى مانده باشد مادرى ها يك ثلثاموال را مى برند و بالسويه تقسيم مى كنند و پدرى ها دو ثلث را مى برند لكن جدپدرى دو برابر جده پدرى مى برد.
💡 بود داوری ها دو همخانه را که هرگز نباشد دو بیگانه را
💡 بنده دائما كمك از حضرت مى گيرم توسلاتم لذا قطع نمى شود، شب ها دو ركعت نمازهديه به روح آن مظهر فضل و كرم و بخشش و سخاوت مى كنم هر روز 133 بار صلواتو 133 بار صلوات براى ام البنين عليهاالسلام و 133 بار يا عباس بعد از 133 بارصلواه و 133 بار.
💡 زود خواهم کرد صائب حلقه نام خویش را گر به این عنوان ز پیری ها دو تا خواهم شدن