نیو مرد

لغت نامه دهخدا

نیومرد. [ نیوْ م َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) مرد شجاع و جنگاور و زیرک و دانا.( آنندراج ). مرکب از: نیو + مرد. رجوع به نیو شود.

فرهنگ فارسی

مرد شجاع و جنگاور و زیرک و دانا ٠ مرکب از نیو مرد ٠

جمله سازی با نیو مرد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شود کشته در دست آن مرد دیو که باشد ز تخم نریمان نیو

💡 اگر رزم جویم ازین مرد نیو مبادا که از من برآرد غریو

💡 نبد مرد دست نهنکال دیو بشد کشته بر دست آن دیو نیو

💡 به مردی شود جنگ را یار گیو سپاهی سرافراز و گردان نیو

💡 روان شد ز پیش سپهدار گیو همی رفت تازان بر مرد نیو

💡 من و گرد پیران و رویین و گیو یکایک بسازیم مردان نیو

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز