نیمه کوری یک طرفه
مترادفها
نیمهکوری
فرهنگستان زبان و ادب
{unilateral hemianopia} [پزشکی] نیمه کوری فقط در یک چشم
جمله سازی با نیمه کوری یک طرفه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این افزایش شدید در مقاومت در بالای دمای کوری یک کشف بسیار مهم در زمینهٔ کاربردهای عملی ترمیستورها(thermistor) است. این کشف برای تحقیقات بنیادی در زمینهٔ مکانیزمهای رسانش نیز مهم است.
💡 ز کوری یکی دیگری را ندید همی این بدان آن بدین ننگرید
💡 او که دچار نیمه کوری یک طرفه در چشم چپ بود، همواره سعی میکرد با چرخاندن سر، زاویه دید خود را برای عبور از مسیرها تنظیم کند.
💡 حادثه تصادف شدید باعث شد که او در چشم راست دچار نیمه کوری یک طرفه شود و برای انجام کارهای روزمره به کمک دیگران نیاز داشته باشد.
💡 در معاینات تخصصی مشخص شد که فرد به دلیل ضایعه مغزی، دچار نیمه کوری یک طرفه شده که تنها دید میدان بینایی سمت چپ را مختل کرده است.