نیزه گری

لغت نامه دهخدا

نیزه گری. [ ن َ / ن ِ زَ / زِ گ َ ] ( حامص مرکب ) رماحة. ( صراح ) ( منتهی الارب ). پیشه نیزه سازی. ( ناظم الاطباء ). عمل نیزه گر.

جمله سازی با نیزه گری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تنت را برین نیزه بریان کنم ستاره بدین کار گریان کنم

شبیه یعنی چه؟
شبیه یعنی چه؟
کاردار یعنی چه؟
کاردار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز