نوی دادن
لغت نامه دهخدا
نوی دادن. [ ن َ / ن ُ دَ ] ( مص مرکب ) تازگی بخشیدن. تازه کردن. ( فرهنگ فارسی معین ):
ز شرع خود نبوت را نوی داد
خرد را در پناهش پیروی داد.نظامی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) تازگی بخشیدن تازی کردن (( از شرع خود نبوت را نوی داد خرد را در پناهش پیروی داد. ) ) ( نظامی )
جمله سازی با نوی دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گروه نویی کارتا و یهودیان ضد صهیونیسم که آرزوی نابودی اسرائیل را دارند، نیز با تظاهرات و نشان دادن پلاکاردهایی نشانگر این که صهیونیزم با یهودیت رابطهای ندارد، سعی داشتند تا نظر خود در تقابل با گروههای تندرو را به گوش حاضران برسانند.
💡 پیامآوران در قدیم با سرعت بسیار زیاد از روستا به روستای دیگر میرفتند تا اخبار مهم و نوی دادن را به مردم محلی برسانند.
💡 در داستانهای کلاسیک فارسی، معمولاً کاراکترهای اصلی با انجام ماموریتهای دشوار، موفق به نوی دادن اخبار پیروزی ارتش به پادشاه میشدند.
💡 تلاش برای نوی دادن اخبار خوش در زمانهای سخت، همواره یکی از ویژگیهای مثبت شخصیتهای قهرمان در ادبیات داستانی و حماسی بوده است.