نوبت داشتن

لغت نامه دهخدا

نوبت داشتن. [ ن َ / نُو ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) پاس داشتن. حفاظت کردن. کشیک کشیدن: و بر هر دربندی هزار مرد نوبت است که هر شبی نوبت دارندو تا سال دیگر نوبت بدین می نرسد که یک نوبت داشته باشد. ( ترجمه طبری بلعمی ). || فرصت یافتن.نوبت یافتن. موقع و مجال به دست آوردن:
چو نوبت داشت در خدمت نمودن
برون زد نوبتی در دل ربودن.نظامی. || حفظالغیب کردن. ( یادداشت مؤلف ). نوبت نگه داشتن. نوبت نیکو داشتن: و درباب ما برادران به قسمت ولایت سخن رفت چندان نوبت داشت و در نهان سوی ما پیغام فرستاد که امروز البته روی گفتار نیست. ( تاریخ بیهقی ص 82 ). چون عبدوس [ که مأمور بازگرداندن آلتونتاش بود ] بدو رسید وی جواب داد که بنده... برفت و زشتی دارد بازگشتن... و عبدوس را حقی نیکو بگزارد تا نوبت دارد و عذر بازنماید. ( تاریخ بیهقی ).
- نوبت چیزی داشتن؛ حق او را برای انجام کاری رعایت کردن. مجال و نوبه او را رعایت کردن:
ناگزران دل است نوبت غم داشتن
جبهت آمال را داغ عدم داشتن.خاقانی.

فرهنگ فارسی

پاس داشتن ٠ حفاظت کردن ٠ کشیک کشیدن ٠ با فرصت یافتن ٠ نوبت یافتن ٠ موقع و مجال به دست آوردن ٠

جمله سازی با نوبت داشتن

💡 296-آنچه از اقدمين درباره سپهرشناسى آمده است جنبه رياضى داشته، نه طبيعى؛يعنى مدارهايى براى حركت منظومه شمسى ترسيم مى كردند تا نظم حركتها و متحركها راتوجيه كنند. كم كم در رتبه بعد بين قدما جنبه طبيعى پيدا كرد و براى اجرام سماوى،افلاك و اجسام طبيعى توهم شد و آنگاه لوازم آن ازقبيل خرق و التيام مورد بحث و مناظره واقع شد و سپس نوبت به متاءخرين رسيد و هماننظر اقدمين درباره حركت زمين و نيز جنبه رياضى داشتن منظومه شمسى نه طبيعى بودن آنتقويت شد.

💡 کودک برای یادگیری این امر ابتدا باید بیاموزد که انگشتان را به نوبت و با عدد مناسب آن مشخص کند. مدت‌ها طول می‌کشد تا کودک این ترتیب و این تطبیق را فرا گیرد و چه چیز زیباتر و پر انگیزه تر از یک کلام آهنگین دوست داشتنی او را به این کار ترغیب می‌کند؟