لغت نامه دهخدا
ننگ و نامه.[ ن َ گ ُ م َ / م ِ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) ننگ و نامه برای کسی درست کردن؛ او را متهم به ننگی کردن. ( یادداشت مؤلف ). نیز رجوع به ننگنامه و ننگنامی شود.
ننگ و نامه.[ ن َ گ ُ م َ / م ِ ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) ننگ و نامه برای کسی درست کردن؛ او را متهم به ننگی کردن. ( یادداشت مؤلف ). نیز رجوع به ننگنامه و ننگنامی شود.
ننگ و نامه برای کسی درست کردن.
💡 چون ننگ و نام اطعمه از لحم برده بود زان دل تمام در پی این ننگ و نام شد
💡 يعنى هرگز حاضر نبودند همين دختران را كه براى خداقائل شده بودند براى خود نيز قائل شوند و اصلا دختر براى آنها عيب و ننگ و مايهسرشكستگى و بدبختى محسوب مى شد!
💡 با عزمى راسخ حمله كنيد كه مرگ شرافتمندانه بهتر از زندگى با ننگ و ذلت است.
💡 هر کو به زنا قصد جهان دارد از اوباش بس زود بیارند در این ننگ و نکالش
💡 آرى، در كشورهاى كه اركان اجتماع براساس عزت و شرافت استوار باشد، براى حسناجراى قوانين لازم نيست همه جا از كيفرهاى خشن استفاده شود، زيرا در نظر مردم شرافتمند،مجازات ننگ و بدنامى به مراتب از شكنجه و زندان و اعدام سخت تز است.
💡 چه باک دارد عاشق ز ننگ و بدنامی که عشق سلطنت است و کمال و خودکامی