لغت نامه دهخدا
نماز گذاردن. [ ن َ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) نماز خواندن. نماز گزاردن.
نماز گذاردن. [ ن َ گ ُ دَ ] ( مص مرکب ) نماز خواندن. نماز گزاردن.
نماز خواندن ٠ نماز گزاردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خداوند براى حفظ بندگانش از اين امور (يعنى ظلم و ستم و شيطان ) با نماز، زكات ومجاهده درگرفتن روزه واجب، آنان راحراست فرموده است تا اعضا و جوارح آنان آرام و چشمهايشان خاشع و غرايز و تمايلات سركششان خوار وذليل و قلب هاى آنان خاضع شود و تكبر از آنها رخت بربندد ساييدن پيشانى كهبهترين جاهاى صورت است برخاك، موجب تواضع و گذاردن گرامى ترين اعضاى بدنبر زمين، موجب كوچكى (به درگاه خداوند) است. (نهج البلاغه، خطبه 192).