نقطۀ مرزی
مترادفها
مرز، حد، محدوده
فرهنگستان زبان و ادب
{boundary point, frontier point} [ریاضی] نقطه ای برای مجموعه ای در فضای توپولوژیکی، که هر همسایگی آن شامل نقاطی از آن مجموعه و متممش باشد
جمله سازی با نقطۀ مرزی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جمعیت طلوع بینشانها از سال ۱۳۹۵ طرحی به نام نقطۀ صفر مرزی را راه اندازی کرد، هدف از این طرح حمایت از مدارس محروم شهرهای مرزی ایران بود، در آستانۀ شروع سال تحصیلی مقداری کیف، لوازم التحریر و سایر اقلام مرتبط با تحصیل در شهرها جمع شده و به مدارس محروم واقع در شهرهای مرزی ارسال میگردد.
💡 پلی که بر روی رودخانه ساخته شده است، دقیقاً در نقطۀ مرزی میان دو استان قرار دارد و دسترسی به هر دو طرف را فراهم میکند.
💡 در علم روانشناسی، تعیین نقطۀ مرزی بین رفتارهای عادی و رفتارهای بیمارگونه یکی از چالشهای بسیار مهم برای متخصصان این حوزه است.
💡 تیمهای جستجو در نقطۀ مرزی میان جنگل و کوهستان مشغول فعالیت بودند تا ردپای گمشدگان را در آن منطقه پیدا کنند.