فرهنگ معین
( ~. زَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) (عا. ) فال زدن.
( ~. زَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) (عا. ) فال زدن.
( مصدر ) فال زدن. توضیح این کلمه ترکیب غالبا در معنی فال بد زدن استعمال میشده. یا نفوس بد زدن. فال بد زدن: اول مسافرت نفوس بد نزن.
(عا.)
فال زدن.
💡 در مورد اموال و نفوس ديگران، هيچ كس بدون اجازه امام عليه السّلام يا نماينده او نمىتواند تصرّفاتى انجام دهد؛ زيرا تصرّف دراموال بدون مجوّز شرعى حرام قطعى است و از آن مهمتر، تصرّف در نفوس مردم است، مثلاً:حد زدن به كسى كه تصرّف درجسم اوست چگونه مى تواندبدون اذن قطعى شارع اسلامجايز باشد وحال آنكه ايذاى قطعى، بلكه از شديدترين مراتب ايذا، و از آن بالاتر هتكآبروى اوست چرا كه حرمت آبرو و حيثيّت اشخاص در حدّ حرمت خون آنهاست.