نفرین دادن

مترادف‌ها

نفرین کردن، لعنت کردن

متضادها

دعا کردن، خیر خواستن

لغت نامه دهخدا

نفرین دادن. [ ن َ / ن ِ دَ ] ( مص مرکب ) نفرین کردن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

نفرین کردن

جمله سازی با نفرین دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 یوجی به دلیل نداشتن قدرت جادویی قادر به شکست دادن نفرین نیست، برای محافظت از مگومی و دوستانش انگشت را می‌بلعد و میزبان سوکونا که یک نفرین قدرتمند می‌شود.

💡 همان‌طور که از این ظاهر منحصربه‌فرد پیداست، گفته می‌شود که امپراتور گو-دایگو خودش دعای بودایی باطنی را انجام داده است. در آن زمان امپراتور گو-دایگو به انجام طلسم‌ها و نفرین‌ها برای شکست دادن شوگون‌سالاری از طریق چنین بودیسم باطنی ادامه داد.

💡 پیرزنی که تمام دارایی‌اش توسط دزدان ربوده شده بود، با گریه و زاری شروع به نفرین دادن بر سر کسانی کرد که به او ظلم کردند.

💡 برخی مردم در دوران باستان باور داشتند که نفرین دادن بر دشمنان می‌تواند باعث مجازات آن‌ها در دنیای واقعی و پس از مرگ شود.

💡 از نظر روانشناسی، نفرین دادن و ابراز خشم شدید ممکن است راهی موقت برای تخلیه هیجانات منفی باشد، اما راه حل اصلی نیست.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران