لغت نامه دهخدا
نصیرالدین ثانی. [ ن َ رُدْ دی ن ِ ]( اِخ ) رجوع به نصیر ( میرزا... ) محمد اصفهانی شود.
نصیرالدین ثانی. [ ن َ رُدْ دی ن ِ ]( اِخ ) رجوع به نصیر ( میرزا... ) محمد اصفهانی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میرزا طالبخان، فرزند ارشد میرزاحاتمبیگ اردوبادی، از وزرای بزرگ شاهعباس است که به نظامالملک ثانی شهرت داشت. نیای پدری او به خواجه نصیرالدین طوسی میرسید. خواجهنصیرالدینطوسی سه پسر داشت به نامهای: صدرالدینعلی که فیلسوف، منجم و ریاضیدان بود، اصیلالدینحسن اهل دانش و سیاست و فخرالدین محمد ریاست موقوفات در زمان ایلخانان مغول را بر عهده داشت. نفیسی مینویسد که پسر سوم خواجهنصیر وجیهالدین یوسف نام داشته و در آذربایجان زندگی میکردهاست.