لغت نامه دهخدا
نصرت یافتن. [ ن ُ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) فاتح شدن. ظفریافتن. پیروز آمدن. فتح کردن:
زی تو آید عدو چو نصرت یافت
کرده دل تنگ و روی پرآژنگ.ناصرخسرو.
نصرت یافتن. [ ن ُ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) فاتح شدن. ظفریافتن. پیروز آمدن. فتح کردن:
زی تو آید عدو چو نصرت یافت
کرده دل تنگ و روی پرآژنگ.ناصرخسرو.
فاتح شدن. ظفر یافتن. پیروز آمدن. فتح کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همی بر حشمت او هیچ نصرت نداند یافتن دهر مفیز