نستعلیق حرف زد

لغت نامه دهخدا

نستعلیق حرف زدن. [ ن َ ت َ ح َ زَ دَ ] ( مص مرکب ) الفاظ فصیح و بلیغ به تکلف گفتن و الفاظ به مخرج ادا کردن. ( از غیاث اللغات ). با لفظ قلم حرف زدن. بیشتر در مقام مزاح گفته می شود. ( فرهنگ نظام ). کنایه از حرف به تکلف زدن والفاظ را به مخرج ادا کردن و همچنین با لفظ قلم حرف زدن یعنی به عبارت کتابی سخن گفتن. ( آنندراج ). با تکلیف [ ظ: تکلف ] بلیغ و فصیح حرف زدن و الفاظ مأخوذ از تازی را از مخرج ادا کردن. ( از ناظم الاطباء ).

جمله سازی با نستعلیق حرف زد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ری میستریو حتی پیروزی خودش را هم به ادی تقدیم کرد؛ ولی هفتهٔ بعد رندی اورتن که نفر ۳۰ وارد شده بود و آخرین نفر توسط ری میستریو بیرون افتاد آمد و در مورد ادی حرف زد و ادی رو مسخره کرد.

💡 لطفی‌زاده در کنار جان ر. راگاتسینی به خاطر پیش‌گامی در توسعه تبدیل زد (مورد استفاده در پردازش سیگنال‌های گسسته) در ۱۹۵۲ شناخته می‌شود. این روش‌ها هم‌اکنون در پردازش سیگنال‌های گسسته، کنترل دیجیتال و دیگر سیستم‌های گسسته در صنعت و پژوهش مورد استفاده هستند. راگاتسینی و زاده، حرف زد را برای تبدیل زد به کار برده و رایج کردند.

💡 به گفتهٔ شمیم بهار: «چرا نباید هرکس حکایت خودش را بنویسد؟» وقتی هرکس حکایت خود را می‌نویسد، قواعد رنگشان می‌بازند و می‌شود از ادبیات مدرن حرف زد که صداهای متفاوتی در آن شنیده می‌شود، گاهی شنیده می‌شود، از آن هرکس که باشد، می‌تواند از آن کس دیگری هم بشود؛ اما یک ارگان نیست که اجزایش و چگونگی چیدمان ارکانش، از پیش آمده باشد، که شما بتوانید به اجرایی خاص نسبت بدهید، که تباری خاص را به یاد می‌آورد.

💡 کرت گرستینگ یکی از افرادی بود که در طول جنگ در مؤسسه بهداشت وافن اس اس کار می‌کرد. در ۱۹ اوت ۱۹۴۲ به یک دیپلمات سوئدی در اردوگاه مرگ دربارهٔ چگونگی رسیدن به اردوگاه مرگ بلزک (که مجهز به اتاقک‌ها گاز کربن مونوکسید بود) حرف زد. به‌علاوه دربارهٔ این موضوع صحبت کرد که ۴۵قطار شامل ۶۷۰۰ یهودی به آنجا رسیدند که خیلی از آن‌ها مرده بودند و بقیه عریان، به اتاقک‌های گاز هدایت شدند:

💡 به نظر من، قورباغه خیلی کار بدی نیست. به نظرم در مورد این سریال و به خصوص در زمینهٔ کارگردانی می‌توان در مورد آن حرف زد. به نظرم سیدی از فیلم قبلی‌اش جلوتر آمده‌است، اما فیلمنامهٔ آن ضعف دارد.

💡 مرحوم (مقدّس اردبيلى ) رحمه الله عليه در حجره اى تنها زندگى مى كرد. يكى ازطلاب مدرسه مايل شد كه با مقدّس هم حجره باشد و در اين باره با شيخ حرف زد، شيخقبول نكرد او زياد اصرار و التماس نمود.