ناوبری جغرافیایی
مترادفها
مسیریابی جغرافیایی
فرهنگستان زبان و ادب
{geonavigation/ geo-navigation} [حمل ونقل دریایی] نوعی ناوبری که در آن برای تعیین موقعیت و هدایت شناور از عوارض یا مشخصه های جغرافیایی استفاده می کنند
ویکی واژه
نوعی ناوبری که در آن برای تعیین موقعیت و هدایت شناور از عوارض یا مشخصههای جغرافیایی استفاده میکنند.
جمله سازی با ناوبری جغرافیایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مفهومِ «بخش غربی زمین» را میتوان در امپراتوری روم غربی و مسیحیت غربی نیز دید. در طول جنگ سرد، «غرب» اغلب برای اشاره به اردوگاه ناتو در مقابل پیمان ورشو و کشورهای غیرمتعهد استفاده میشد. این واژه به جز در کاربرد جغرافیایی (نقشه، ناوبری و مانندشان) در کاربردهای فرهنگی-سیاسی، تعریفِ دقیقی ندارد.
💡 بیضویهای مرجع در ژئودزی، ناوبری و نقشهبرداری توسط کارتوگرافها و سیستمهای ناوبری ماهواره ای برای ترجمه موقعیتهایی که بر روی نقشهها (کاغذ یا دیجیتال) نشان داده شدهاند به موقعیت واقعی آنها در زمین استفاده میشوند. هر کدام با یک بیضوی شروع میشود و سپس مختصات عرض و طول جغرافیایی و ارتفاع را تعریف میکند. یک یا چند مکان بر روی سطح زمین به عنوان نقاط مبنا انتخاب شدهاند.
💡 پیشرفتهای چشمگیر در تکنولوژیهای ماهوارهای باعث شده است که سیستمهای ناوبری جغرافیایی دقت بسیار بالایی در تعیین موقعیت دقیق کشتیها در اقیانوسها داشته باشند.
💡 دریانوردان حرفهای همچنان نیاز دارند که علاوه بر استفاده از ابزارهای دیجیتال، دانش مربوط به ناوبری جغرافیایی و نقشهخوانی سنتی را نیز به خوبی بلد باشند.
💡 توسعه اپلیکیشنهای گوشیهای هوشمند بر پایه الگوریتمهای پیچیده ناوبری جغرافیایی، زندگی روزمره انسانها را در پیدا کردن مسیرهای مختلف بسیار آسانتر و سریعتر کرده است.