لغت نامه دهخدا
ناله گیر. [ ل َ / ل ِ ] ( نف مرکب ) گیرنده ناله. که ناله را ببندد. که مانع ناله کردن شود:
گشتی شکار درد ظهوری به خود بناز
شادم که دام من نفس ناله گیر تست.ظهوری ( از آنندراج ).
ناله گیر. [ ل َ / ل ِ ] ( نف مرکب ) گیرنده ناله. که ناله را ببندد. که مانع ناله کردن شود:
گشتی شکار درد ظهوری به خود بناز
شادم که دام من نفس ناله گیر تست.ظهوری ( از آنندراج ).
( صفت ) آنکه مانع ناله کردن شود: گشتی شکار درد ظهوری بخود بناز شادم که دام من نفس ناله گیرتست. ( ظهوری آنند.لغ. )
💡 کاسه از فرق عدو گیر نه از دست حبیب نغمه از ناله ی وی جوی نه از ناله ی نی
💡 ناله ی مرغ که شب گیر به گوش تو رسد همه پیغام نزاری ست نگارا بشنو