لغت نامه دهخدا
نادری مشهدی. [ دِ ی ِ م َ هََ ] ( اِخ ) «از نادراندیشان بود و نوبتی هم در هند ورود نمود». این بیت از اوست:
به ناخن می گشایم عقده های موی ژولیده
سیه بختم چه سازم درخور مو شانه ای سازم.
نادری مشهدی. [ دِ ی ِ م َ هََ ] ( اِخ ) «از نادراندیشان بود و نوبتی هم در هند ورود نمود». این بیت از اوست:
به ناخن می گشایم عقده های موی ژولیده
سیه بختم چه سازم درخور مو شانه ای سازم.
از نادر اندیشان بود و نوبتی هم در هند ورود نمود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به عنوان نمونه، میرزا محمدزکی مشهدی که از نزدیکان مورد اعتماد شاه بود، به بهانهٔ خدمت به عتبات عالیات، از استبداد نادری گریخت.
💡 به گفته نادری برخلاف تمام کشورهای غرب آسیا، ایران دارای نظم زبانی و فرهنگی طبیعی است. زبان فارسی، زبان فرهنگی و تاریخی همه ایرانیان است. نقشی که آذربایجانیها و کردها، مازنی و گیلکها در آفرینش و بسط زبان فارسی داشتهاند، ساکنان استان فارس و مشهدیها نداشتهاند. در ایران هیچگاه دوگانه زبان ملی زبان محلی یا قومی وجود نداشته و همه ایرانیها این زبان را میراث خود دانسته و زبانهای محلی نیز به موازات زبان ملی در ایران همیشه آزاد بودند، حتی یک مورد ممانعت از استفاده از زبان محلی در مناسبات اجتماعی و سیاسی و فرهنگی وجود ندارد.