لغت نامه دهخدا
نادره دان. [ دِ رَ / رِ ] ( نف مرکب ) زیرک. هوشیار. عاقل. بافراست. عالم. فاضل. آگاه. واقف بر کارهای عجیب و بر چیزهای پنهانی و غیبی. ( ناظم الاطباء ).
نادره دان. [ دِ رَ / رِ ] ( نف مرکب ) زیرک. هوشیار. عاقل. بافراست. عالم. فاضل. آگاه. واقف بر کارهای عجیب و بر چیزهای پنهانی و غیبی. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اوستاد صنیع نادره صنع پیر پاکیزه دید قاعده دان