لغت نامه دهخدا
ناخن بره. [ خ ُ ب ُ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) مِقَص. ( زمخشری ). ناخن بر. ناخن چین. ناخن پیرای. ناخن گیر.
ناخن بره. [ خ ُ ب ُ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) مِقَص. ( زمخشری ). ناخن بر. ناخن چین. ناخن پیرای. ناخن گیر.
( صفت و اسم ) ۱ - مقراضی که بوسیله آن ناخن برند: بتاب یکسرناخن قواره مه را دوشاخ چون سر ناخن برا نمود بتاب. ( خاقانی ) ۲ - مقراض قیچی. توضیح هم [ ناخن برا( ی ) ] صحیح است و هم [ ناخن پیرا( ی ) ] و هیچیک محرف دیگری نیست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بس خاصیت نفع در اضداد نهادی حرز بره از ناخن گرگست شبان را