لغت نامه دهخدا
ناپرداخته. [ پ َ ت َ/ ت ِ ] ( ن مف مرکب ) ادانشده. تأدیه نشده. کارسازی نشده. || تمام نشده. ناقص. نابساخته. که ساخته و پرداخته نشده. نامرتب. غیرمهیا. آماده نشده. || صیقل نخورده. که جلادار و صاف و شفاف نیست.
ناپرداخته. [ پ َ ت َ/ ت ِ ] ( ن مف مرکب ) ادانشده. تأدیه نشده. کارسازی نشده. || تمام نشده. ناقص. نابساخته. که ساخته و پرداخته نشده. نامرتب. غیرمهیا. آماده نشده. || صیقل نخورده. که جلادار و صاف و شفاف نیست.
ادا نشده تادیه نشده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از زمان قدرتگیری طالبان در اوت ۲۰۲۱ وی تاکنون چندین سخنرانی داشته و به اظهار نظر در مسائل گوناگونی پرداختهاست.
💡 قاسمی در زمینه موسیقی ایرانی فعالیت کرده و به آهنگسازی و نوازندگی مانند بداههنوازی در اصفهان و راست پنجگاه پرداختهاست.
💡 این کتاب مجموعهای است از یازده قطعه نثر ادبی که با بهرهگیری از طنز و نگاهی شاعرانه به مسایل اجتماعی تلخ پرداخته است. کتاب حاصل از نظر تلفیق موفق نثر و شعر اثری متفاوت بهشمار میرود
💡 وز گشادت، دور گیتی چون به خود پرداخته دیده چون رخسار مه پر زخم پیکان یافته
💡 گشت خامش فاخته تا شد چمن پرداخته گشت بلبل بی نوا تا بوستان شد بی نوا