نا هویدا
مترادفها
پنهان، پوشیده، مخفی
متضادها
هویدا، آشکار، نمایان، پیدا
لغت نامه دهخدا
ناهویدا. [ هَُ وَ / وِ ] ( ص مرکب ) پنهان. مخفی. مستتر. پوشیده. نهان. غیرظاهر. ناآشکار. ناواضح. که نمایان و ظاهر و پیدا نیست.
- ناهویدا شدن؛ گم شدن. از نظر پنهان شدن: غمامه؛ ناهویدا شدن راه. ( تاج المصادر بیهقی ).
جمله سازی با نا هویدا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نظارگی به من و هم به من هویدا شد کمال او، که به من ظاهر است برهانش
💡 هادئی کز نسل او مهدی هویدا می شود شاید ار گویند او را اهل حق نور هدی
💡 انوشیروان پویان (۱۳۰۸ – ۱۳۷۸) استاد دانشگاه و سیاستمدار اهل ایران بود. وی وزیر بهداری کابینه امیرعباس هویدا بود.
💡 فرهنگستان اول در جریان شش سال تکاپوی خود تا سال ۱۳۲۰ ش. بیش از ۳۵۰۰ واژه، از جمله نام مکانها را هویدا کرد.
💡 در شب تاریک بهر روشنایی در سپهر صد هزاران مشعل انجم هویدا میکند