نا دوشیزه

متضادها

دوشیزه

لغت نامه دهخدا

نادوشیزه. [ زَ / زِ ] ( ص مرکب ) زن ثیب. زن مرددیده. که دوشیزگی وی زایل شده باشد. ( ناظم الاطباء ). غیر باکره. که بکارت وی را برده باشند. که دختر نباشد. مقابل دوشیزه. رجوع به دوشیزه شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) زن مرد دیده غیر باکره.

جمله سازی با نا دوشیزه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چو دخت دوشیزه‌ای که زیر چادر خزد ز خوف نامحرمی که خواهدش لب مزد

💡 منکر مباش چندین گر در مقامِ وحدت دوشیزه یی چو مریم روح اللّهی بزاید

💡 آتشین طبع تو عشقی که روانست چو آب رخ دوشیزه فکر از چه فکنده است نقاب

💡 سوسن بسان عیسی، یک ره زه گشته ناطق غنچه بسان مریم، دوشیزه گشته حامل

💡 دوشیزه کره حال چوی چای وون در ۱۰ اکتبر ۲۰۲۳، برنده این عنوان شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران