نا اشکاری
متضادها
آشکار، روشن، واضح
لغت نامه دهخدا
( ناآشکاری ) ناآشکاری. [ ش ْ / ش ِ ] ( حامص مرکب ) ناآشکاربودن. اختفاء. || ابهام. صراحت نداشتن.
فرهنگ فارسی
( نا آشکاری ) ۱ - ناپیدایی اختفائ. ۲ - عدم صراحت ابهام مقابل آشکاری
جمله سازی با نا اشکاری
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 برآ بر بام ای عارف بکن هر نیم شب زاری کبوترهای دلها را توی شاهین اشکاری
💡 شها شیری تو من روبه تو من شو یک زمان من تو چو روبه شیرگیر آید جهان گوید خوش اشکاری
💡 تغییرات بسیار کوچک در ساختار اتمی باعث بروز پدیدههای نا اشکاری میشود که تنها با استفاده از میکروسکوپهای بسیار قدرتمند قابل مشاهده و شناسایی هستند.
💡 در برخی از کلاهبرداریهای پیچیده مالی، از روشهای نا اشکاری برای انتقال غیرقانونی پول استفاده میشود تا ردپای فعالیتهای مجرمانه به راحتی پیدا نشود.
💡 برخلاف تصور عمومی، بسیاری از تهدیدات امنیتی در فضای مجازی به صورت نا اشکاری در سیستمهای بانکی نفوذ کرده و اطلاعات را سرقت میکنند.