لغت نامه دهخدا
میل میلی. ( ص مرکب ) با راههای باریک ( در جامه ). با راهها و خطوط. راه راه. ( از یادداشت مؤلف ). میل میل.
- پارچه میل میلی؛ یعنی خطدار. تیره دار. راه راه.
میل میلی. ( ص مرکب ) با راههای باریک ( در جامه ). با راهها و خطوط. راه راه. ( از یادداشت مؤلف ). میل میل.
- پارچه میل میلی؛ یعنی خطدار. تیره دار. راه راه.
(ص نسب. ) پارچه ای که دارای راه های عمودی است، راه راه.
( صفت ) پارچه ای که دارای راههای عمودی است راه راه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کامکارا! به صد امّید برین در میلی خویش را منتظم سلک احبّا دارد
💡 هرچند که دارم گله از غیر چو میلی بهتر که به آن غمزه غمّاز نگویم
💡 به فراموشی اگر باده ز میلی گیرد نظری سوی رقیب افکند و نوش کند
💡 ماه و خور خالی ز میلی نیستند پیش رویت تا به خدمت ایستند
💡 هر شاخی از بنفشه میلی است سرمه آلود بیچاره عندلیبی کز بیضه سربرآرد