می الوده

لغت نامه دهخدا

( می آلوده ) می آلوده. [ م َ / م ِ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) آلوده به می. که به شراب آلوده باشد. آنچه به باده آلوده باشد:
می آلوده دستار و پیراهنش
گروهی سگان حلقه پیرامنش.سعدی ( بوستان ). || کنایه است از شرابخوار و مخمور. می زده. مست:
می آلوده ای راه مسجد گرفت.سعدی.- می آلوده کردن؛ کنایه است از بسیار سرخ کردن. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

( می آلوده ) آلوده به می که به شراب آلوده باشد یا کنایه است از شرابخوار و مخمور.

جمله سازی با می الوده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قسمت بلاست ورنه می آلوده دلق خویش صد ره ز شوق گوشهٔ محراب شسته ایم

💡 دامن خود به آستین خرقه ‌کنم جمع تا به می آلوده‌ام نگردد دامان

💡 بوی خون از سخن زیر لبت می آید همچو مینا به می آلوده دهان می آیی

💡 دجله دور است و مرا وقت نه ای شیخ مزن بر گریبان می آلوده من دامنپاک

💡 به می آلوده کردی گوشه دامان عصمت را کتان خویش را در ماهتاب انداختی رفتی

💡 پرهیز ای فرشته که اینک به عرش و فرش افشاندم آستین می آلوده در سماع

شودر یعنی چه؟
شودر یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز