لغت نامه دهخدا
موسی لو. [سا ] ( اِخ ) دهی است از دهستان خانمرود بخش هریس شهرستان اهر واقع در 21 هزارگزی کنار شوسه تبریز به اهر با 561 تن سکنه. آب آن از رود قوری چای و چشمه و راه آن ماشین رو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
موسی لو. [سا ] ( اِخ ) دهی است از دهستان خانمرود بخش هریس شهرستان اهر واقع در 21 هزارگزی کنار شوسه تبریز به اهر با 561 تن سکنه. آب آن از رود قوری چای و چشمه و راه آن ماشین رو است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4 ).
دهی است از دهستان خانمرود بخش هریس شهرستان اهر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طور هستی است مانع دیدار همچو موسی اگرچه بر طوریم
💡 موسی شده هامانم جهل آمده عرفانم گه عاشق جانانم گاهی ز رقیبانم
💡 گفت حق گو آن پیام بنده ام گفت موسی من ازان شرمنده ام
💡 ملحدان گر جادوی فرعونیان حاضر کنند ما به تکبیری عصای موسی عمران شویم
💡 خواهی نمائی معجزت زان آستین بنما کفت کان با کسان موسی صفت کار ید و بیضا کند
💡 خود تو میخوانی نه من ای مقتدی من که طورم تو موسی وین صدا