مو ریختن

مترادف‌ها

ریزش مو

متضادها

مو درآوردن

لغت نامه دهخدا

مو ریختن. [ ت َ ] ( مص مرکب ) ترسیدن. بسیار ترسیدن از... سخت رعب داشتن از...:بچه ها از این معلم مو می ریختند. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

ترسیدن.

جمله سازی با مو ریختن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دقت کنید که ریختن آب بر روی صورت طوری نباشد که تنفس را مختل کند.

💡 رسم عشاقست خندان اشک حرمان ریختن دیده در طوفان خون و گل به دامان ریختن

💡 خسروان بهر هلاک خسروان دارند زهر ورنه خون سفله بتوان آشکارا ریختن

💡 ای که داری سر خون ریختن اهل وفا زین گنه کشتنیم من، دگران بیگنهند!

💡 بس مردم صبور که سیلاب اشگ چشم پنهان ز بیم ریختن آبرو کنند

💡 بسیاری از افراد پس از گذشت سنین بلوغ یا به دلیل استرس‌های شدید زندگی، با مشکل مو ریختن مواجه می‌شوند که می‌تواند اعتماد به نفس آن‌ها را کاهش دهد.

💡 پزشکان متخصص پوست و مو تأکید می‌کنند که تغییرات هورمونی و کمبود ویتامین‌های ضروری از عوامل اصلی مو ریختن و ضعیف شدن ریشه‌ها هستند.

💡 اگر با تغییر رژیم غذایی و استفاده از محصولات مراقبتی مناسب، روند مو ریختن کنترل نشود، ممکن است فرد در آینده با کم‌پشتی شدید مواجه شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران