مهین مار
لغت نامه دهخدا
مهین مار. [ م ِ ] ( اِ مرکب ) افعی:
ای همچو مهین مار بدآویز و خشوک
پرزهر چو ماری و چو ماهی همه سوک.سوزنی.
فرهنگ فارسی
افعی
جمله سازی با مهین مار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هم سمومی به تن مار مثال شیطان هم نسیمی ز دم بار خداوند مهین