مهر ازمای

لغت نامه دهخدا

( مهرآزمای ) مهرآزمای. [ م ِ زْ / زِ ] ( نف مرکب ) مهرآزما. مهرورز. عاشق. که دوستی وعشق و مهر را به امتحان و آزمایش گیرد:
مگر این دو مهرآزمای نژند
گسستند از دل به دیدار بند.فردوسی.به تنهائی سخنهائی سرایان
که گویند آن سخن مهرآزمایان.( ویس و رامین ).مهرآزمای مهره بازوش جان و عقل
حلقه به گوش حلقه گیسوش انس و جان.خاقانی.سنجر به سعی دولت او بود دولتی
باد از سیاستش شده مهرآزمای خاک.خاقانی.

فرهنگ فارسی

( مهر آزمای ) مهر آزما. عاشق

جمله سازی با مهر ازمای

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر شرط مهر آزمایی نداری کم از پرسشی، باری، از حال چاکر

💡 مهر آزمای مهرهٔ بازوش جان و عقل حلقه به گوش حلقهٔ گیسوش انس و جان

💡 دلم سیر آمد از مهر آزمایی چو می‌بینم که یار بی‌وفایی

💡 عجب شادمان شد رسول خدای برفتش به گور دو مهر آزمای

دماغه یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز