لغت نامه دهخدا
ملایک صورت. [ م َی ِ رَ ] ( ص مرکب ) فرشته صورت. زیباچهره:
از این مه پاره ای عابدفریبی
ملایک صورتی طاوس زیبی.( گلستان کلیات چ فروغی ص 76 ).
ملایک صورت. [ م َی ِ رَ ] ( ص مرکب ) فرشته صورت. زیباچهره:
از این مه پاره ای عابدفریبی
ملایک صورتی طاوس زیبی.( گلستان کلیات چ فروغی ص 76 ).
( صفت ) فرشته صورت زیبا چهره: [ ازین مه پاره ای عابد فریبی ملایک صورتی طاوس زیبی. ] ( گلستان. چا. فروغی. بخ ۷۶ ) توضیح در بعضی نسخ [ ملایک پیکری ]
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شد دگر خیل ملایک و امطاف صورت حیدر به هنگام طواف
💡 در صورت تو سیرت ملایک در غرهٔ تو فرهٔ کیانی
💡 ملایک را برمزی معرفت بخش خلایق را بصد صورت صفت بخش