فرهنگستان زبان و ادب
{flail joint} [ارتاپزشکی] مفصلی که به طور غیرعادی و غیرارادی متحرک است
{flail joint} [ارتاپزشکی] مفصلی که به طور غیرعادی و غیرارادی متحرک است
مفصلی که بهطور غیرعادی و غیرارادی متحرک است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 منیسکها علاوه بر محافظت از غضروف مفصلی، به رباطها کمک کنند تا زانو را پایدار نگه دارند. منیسکها مانند یک دیلم که زیر یک چرخ ماشین پارک شده قرار میگیرد، مفصل زانو را پایدارتر میکنند.
💡 خرد عقل است و پیمانه قناعت نزد درویشان برو مجمل مفصل کن خرد این زیر سر دارد
💡 در سال ۱۳۵۰ خورشیدی به مناسبت ۲۵۰۰امین سالگرد شاهنشاهی ایران، جشنهای مفصلی برگزار شد که مراسم گشایش آن با سخنرانی محمدرضا شاه پهلوی در برابر آرامگاه کوروش بزرگ شکل گرفت. وی در این سخنرانی دربارهٔ کوروش و آرامگاهش چنین گفت:
💡 ممکن است بیمار دچار صدمه به استخوان زیر غضروف مفصل زانو نیز شده باشد که این یافته را میتوان در امآرآی مشاهده نمود.
💡 او ۶ طبقه نخست کتاب را در ۸ صفحه تلخیص کرده و از صفحه ۹ برگردان مفصل طبقه ۸ یعنی ملوک اسلامی و طاهریان آغاز میگردد.
💡 گذر نیز بازارچه مفصل تری بود در تقاطع چند کوی (محل) وجود داشت که از معروفترین آنها میتوان: سر گذر د باغخانه را نام برد.